اي مـرا آزرده از خود ، گــر پشيـمانی ، بيا
اي مـرا آزرده از خود ، گــر پشيـمانی ، بيا
نغمه هاي نا موافق گر نمي خوانی ، بيا
تا كه ســر پيچيدي از راه وفا ، گـفتم: برو
جــز وفــا اگــر راهــي نـمــي دانـــي ، بيا
يك نفس با من نبودي مهربان اي سنگدل
زان همه نامهرباني ، گر پـشيماني ، بيا
تاب رنجـوري نـدارم در پـي رنـجـم مباش
گر نمي خواهي كه جانم را برنجاني، بيا
خود تو داني، دردها بر جان من بگذاشتي
تا نـفـس دارم ، اگــر در فـكـر درمـاني بيا
دشمن جانم تو بودي،درد پنهانم ز توست
با همه اين شكوه ها ، گر راحت جاني بيا
شاعر:مهدی سهيلی
نغمه هاي نا موافق گر نمي خوانی ، بيا
تا كه ســر پيچيدي از راه وفا ، گـفتم: برو
جــز وفــا اگــر راهــي نـمــي دانـــي ، بيا
يك نفس با من نبودي مهربان اي سنگدل
زان همه نامهرباني ، گر پـشيماني ، بيا
تاب رنجـوري نـدارم در پـي رنـجـم مباش
گر نمي خواهي كه جانم را برنجاني، بيا
خود تو داني، دردها بر جان من بگذاشتي
تا نـفـس دارم ، اگــر در فـكـر درمـاني بيا
دشمن جانم تو بودي،درد پنهانم ز توست
با همه اين شكوه ها ، گر راحت جاني بيا
شاعر:مهدی سهيلی
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت 3:15 PM توسط محمد
|