حرفاموباورنکرد،

گفت:ثابت کن!

گفتم چجوری

تیغ وبرداشتوگفت:رگتوبزن

گفتم مرگ وزندگی دست خداست

گفت دوستم نداری؟

تیغوبرداشتم رگموزدم،

وقتی تواغوشه گرمش داشتم جون میدادم

زیر لب گفت اگه دوستم داشتی تنهام نمیزاشتی‎!‎