شايد برگشت...
هــِي كافه ِ چي دَستور بــِده ِ سيگار بياوَِِرَند...
و پاسُور هَم...
و مَردها را دُور ميز ِ مَن جَمع كُن...
بـــِگوُ بـــِنَوازَند......
شايَد غـِيرَتي شُد و بَرگــَشت.......!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰ ساعت 7:16 PM توسط یهٍ هـَـســتـٍـ بـی وجود
|