عليرضا روزگار- هنوز داغم
هنوز داغم نميفهمم
دوباره پشت پا خوردم
بهم ميگفت دوسم داره
گذاشتو رفتو جا خوردم
مثل يه آدم گيجم
به يه نقطه شدم خيره چقد ساكت بريد از من
ازم دلخور نبود اما نديدم كه معطل شه
چرا نگفت داره ميره معماي عجيبي بود
چقد خوبه اگه حل شه نه اشك شوق در اوردم
نه از عشقم فراري بود
يعني هر چي بهم ميگفت
تمومش سركاري بود
نميدونم با كي رفته
شايد تنها سفر كرده
حالا موندم با تنهايي هنوز هيچ چيزي معلوم نيست
شبو گريه و بيداري شايد دوباره برگرده
فقط يه گوشه ميشينم
ندارم حسه هيچ كاري هنوز داغم نميفهمم
دوباره پشت پا خوردم
بهم ميگفت دوسم داره
گذاشتو رفتو جا خوردم
مثل يه آدم گيجم
به يه نقطه شدم خيره
ازم دلخور نبود اما
چرا نگفت داره ميره چقد ساكت بريد از من
نديدم كه معطل شه
معماي عجيبي بود
چقد خوبه اگه حل شه
نه اشك شوق در اوردم
نه از عشقم فراري بود
يعني هر چي بهم ميگفت
تمومش سركاري بود