ترازوي مرگ
درسرزمین ماشاهی بود،برای سرگرمی خودبازی ساخت که دونفربرروی سنگ ترازوروند.وهرکس که وزنش کمتربودکشته شود.
ازبخت بدم،منویارم روبروی هم افتادیم،
من برای اینکه یارم زنده بماند!سی روزغذانخوردم.
روز مسابقه من خودم را سبک گرفتم!
غافل ازاینکه یارم به پاهای خودوزنه وصل کرده بود…!
+ نوشته شده در جمعه ۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 12:50 PM توسط یهٍ هـَـســتـٍـ بـی وجود
|