اشتباهی
اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم، اومدم معذرتخواهی کنم،
هی میگفت: مریم جان تویی، هی میگفتم: ببخشید مادر اشتباه گرفتم،
باز میگفت: زهره جان تویی مادر، میگفتم: نه مادر جان اشتباه شده ببخشید،
اسم سوم رو که گفت دلم شکست، گفتم: آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم.
اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8:18 PM توسط یهٍ هـَـســتـٍـ بـی وجود
|