آنفدر باریدم که
آنفدر باریدم که شدم تکه گِلی کنج دیوار
ای سفالگر ،
بیا از گِل من بساز فنجانی
تا گاهی
به هوس چایی
ببوسد لبانم را...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:52 PM توسط یهٍ هـَـســتـٍـ بـی وجود
|