دلمو سنگ كردي
وقتي اومدي دلمو با يه مداد قرمز پررنگ كردي
جوري كه فكر مي كردم هيچ وقت پاك نمي شه
اما تو رفتي و دلم هر روز كم رنگتر شد
تا زماني كه محو شد ... اما .... نگران نباش
يه قلوه سنگ رو رنگ قرمز زدم و به جاي دلم گذاشتم
نگران نباش با اينكه ديگه دل ندارم اما عشقت تو سينمه
منو ببخش كه ديگه بت نميگم دوستت دارم
چون از يه سنگ همچين كاري ساخته نيست

+ نوشته شده در شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت 1:56 PM توسط یهٍ هـَـســتـٍـ بـی وجود
|