انتظار هر چیزی رو داشتم جز این

صدام زدی و گفتم جان؟ و تو گفتی : دوستت دارم

امشب باورم نمیشه

خدایا بم گفت دلم برات تنگ شده

گفت دوستم داره

گفت می خواد شوهرم باشه

خدایا من امشب بیدارم؟؟؟

اینا رو نوشتم تا اگه فردا صبح بیدار شدم و خوندمشون عشقشو باور کنم

خدایا یعنی داره بم راست میگه؟

خدایا چرا جای اینکه بخندم اشک تو چشمام جمع شده

خدایا ازت ممنونم که نذاشتی آرزو به دل بمیرم

خدایا ازت متشکرم

خدایا امیدم به توئه