اوني كه يك زمان تنها كسم بود
تنها پناه دل بي كسم بود
تنهام گذاشت و رفت از كنارم
از درد دوريش من بيقرارم
خيال مي كردم پيشم مي مونه
ترانه ي عشق واسم مي خونه
با اينكه رفته اما هنوزم
از داغ عشقش دارم مي سوزم
فكر و خيالش همش باهامه
هر جا كه ميرم جلو چشامه
دلم ميخواد تا دووم بيارم
رو درد دوريش مرهم بذارم
اما نمي شه راهي ندارم
نمي تونم طاقت بيارم
+ نوشته شده در شنبه ۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:49 PM توسط یهٍ هـَـســتـٍـ بـی وجود
|